یک ویروسی پخش/منتشر/اشاعه/سرایت شده است که اگر
یک نفر بزند روی شانه ام و بگوید شنیدم از چهار پنج تا پسر خواستگاری
کردی! واقعا؟! قابلیت این را دارم که لبخند بزنم و بگویم آره واقعا!
همشم جواب نه میشنوم!
ما عاشق همه ی شماییم. مفتخر باشید.
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 9:30
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 9:30
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 9:10


اینجا قلمرو کوچک من است.
نه برای حکمرانی!
برای آشتی با قلم.
_________________________
_________________________
من نویسنده نیستم اما می نویسم!
.
نظردهی بسته است!
___________
+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را
______________________
این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!
هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.
نصف شبی هم کار داشتی ایمیل بزن :)
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 18:52
«منگی»، ژوئل اگلوف، نشر افق
کپی شده از وبلاگ هویج بنفش...
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 18:52
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 23:46
سیاوش: آب و باد و خاک و آتش
رستم: کدام چیره ترند؟
سیاوش: هر دم یکی، چون تشنه ای آب، چون خونت بریزند خاک، چون در
گذری باد، و چون دلت بسوزد آتش...
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 13:03
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 13:03
جواب پیامم رو نداده بود...
زنگ زده بودم تاکید کنم که تنها نمونه...
بره خونه ی عزیز...اصلا پاشه بیاد خونه ی ما...
این حرفا هیچی از غصه ش کم نمی کرد...
رفتم دم خونه ش...با جعبه شیرینی و کیسه آجیل و میوه...در رو باز
کرده بود و بدون این که تعارفم کنه برم توو خونه تشکر کرده بود و در رو
روم بسته بود...
دردش بی کسی نبود، بی "او"یی بود...
برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 1:30